ویانای نازمویانای نازم، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره
وبلاگ ویانا جونوبلاگ ویانا جون، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره

ویانا کوشولو دومین فرشته ی مامان بابا

سال نو1394+14ماهگی

1394/1/17 11:48
نویسنده : مامان محبوبه
563 بازدید
اشتراک گذاری

پستای پایینم جدیده قبلا نوشتم ولی تازه آپ کردم خندونکزیبا

سلام سلام صدتا سلام به دخترم گل دخترم بوس

الهی مامان فدات بشه عیدت با یه کوچولو تاخیر مبارکخجالتهمزمان با سال نو 14ماهه هم شدی پس :

سال نوت +14ماهگیت مبارکتشویق

امسال دومین سالی بود که کنارمون بودی الهی دورت بگردم پرنسس نازمممممممممممممم ایشالا سالیان سال دور هم باشیم و عید رو جشن بگیریمجشن

از ایام تعطیلات بگم که بیشتر شهر خودمون بودیم و جای خاصی نرفتیم به جز خونه عمه ثریا و دایی خودم و خونه پدر بزرگ و مادر بزرگ بابا و مادر بزرگ خودم واسه عید دیدنی ها هم که فقط 5دقیقه مینشستیم و بعدشم فراررررر بس که ماشالا تو و اون داداشیت شیطونین و خونه های مردم و زیر و رو میکردین ما هم مجبور بودیم زود فرار کنیم بابایی دست دانیال و میگرفت تند تند چاییشو میخورد منم پای تو رو میگرفتم که نری یه چیزی رو داغون کنی خندونکخندهاینقده شیطون شدین که هر جایی میریم دیگه همه استاد  شدن هر چی دکوری و گل و گلدون دارن سریع جمع میکنن تو فامیل با نام زلزله ها معروف شدین اصلا وقتی برام نمیزارین که بخوام وبلاگاتونو آپ کنم از همه ی دوستای گل و ومهربون و باوفام که هنوزم بهمون سر میزنن خیلی خیلی تشکر میکنم و خیلی شرمندشونم ایشالا سر فرصت به همتون سر میزنم محبت

دیگه مثل قدیم نمیتونم یه عالمه حرف بزنم آخه این دوتا میفتن به جون هم دیگهخندونک ویانا جوجوم یه عالمه قلدر شده و زورش به دانیال میرسه و حرصشو در میاره الانم دانی داره کاتون میبینه ویانا همش خاموش میکنه دانیال هم هر کاری میکنه زورش بهش نمیرسه و اومده دست به دامن من شده و میگه:دیدی خرابش کرد؟؟؟خنده

اینم از هفت سین امسال ما بس که شما شیطونی بیشتر مواقع بهش حمله میکردی و رومیزی رو میکشیدی منم مجبور بودم لبه های رومیزی  که آویزنه رو به بالا جمع کنم که چیزی رو سرت نیوفتهمتفکر

سفره 7سین

هر چی سعی کردم نشد که تنهایی ازت عکس بگیرم اینقدر شیطونی که میخواستی به ماهیای بیچاره حمله کنیخندونک اینم یه عکس با داداش گلتبوس

آبجی و داداش

تقویم سال 1394

تقویم سال1394

اینا رو هم به عنوان عیدی دادیم عینک

تقویم

اینجا هم خانم گلم آماده شده بره به قول خودش دَ دَ رزیبا

ویانای صورتی

ویانا

اینم روز سوم عید جیگرا دارن آماده میشن بریم عید دیدنیبغل

جیگرای من

اینجا هم روستای پدریه بابا ویانا جونم خیلی کیف کرد و خاک بازی کرد خیلی خوش گذشت و یه عالمه عکس گرفتیمآرامولی حیف دانیال خواب بود

ریسه

اینم ویانا و بابا که ویانام سردشه مثل موش خودشو قایم کرده بابایی هم خوابش میاد اخمو شدهخندونک

ویانا و بابا

مامان و ویان

اینجا هم خونه دایی خودمه که یه شهر دیگس و شما بیشتر سرگرم این ماشینه بودیخندونکبوس

خونه دایی

و امااااا...

سیزده بدرخوشمزه

جای همگی خالی
جوجه کباب سیزده بدر

اینجا هوا سرد شده بود و نمیذاشتی کلاه سرت کنم منم شانسی تو جیب ساک این کلاه رو دیدم و سرت کردم و اینو نمیتونستی درش بیاری واسه همینه که اعصابت یه کم خرد شدهزبان

سیزده بدر

اینقدر با داداشت خودتونو کثیف و خاکی کردین که حد نداشت

منم گذاشتم بازی کنین و اونروز حسابی بهتون خوش گذشت

فقط یه ضد حال خوردم  لنگ گوشوارت که هدیه من و بابا واسه تولدت بود گم شددقیقا همینی که تو عکس معلومه گم شد ولی فدای سرت نازگلم ایشالا تنت سالم باشهبوس

سیزده بدر.

لباست رو عوض کردیم که بریم باغ یه تب سنج از تو ساک پیدا کردی و شاد و شنگول از دیدین این وسیله جدید وقتی ازش خسته شدی من بردم شکوندمش که جیوه هاشو نگاه کنم خخخخخ

خب چیکار کنم دلم جیوه میخواست خندونکحدود نیم ساعت باهاشون بازی کردم البته دست نزدماااااا با یه چوب کوچولو میخواستم لهشون کنم نمیشددددد میپریدن این ور و اون ور

خلاصه که اون روز حکایتی داشتم با جیوه هاخنده

10

اینم تو باغ و تاب سواری تو بغل باباخندونک

میترسدی و بابا رو سفت گرفته بودی ولی همینکه  نگه میداشت جیغت میرفت هوازبان

تاب بازی

تاب تاب

طبیعت

دوستای گلم مهربونای همیشگی ممنونم که مثل همیشه ما رو میخونید امیدوارم سال جدید واستون پر از خوبی و قشنگی باشه 

ایام به کاممحبت

پسندها (7)

نظرات (16)

پری
19 فروردین 94 12:43
سلام عزییییزم امیدوارم کنار فرشته های نازت سال خیلی خوبی داشته باشین و همیشه شاد باشین میبوسمتووون
کوثر
19 فروردین 94 13:10
سلام خاله گلم.من اپ کردم خوشحال میشم بیایید وپست جدیدمو بخونیدوبهش نظر بدید.ممنون... کوثــــــــــــــرگلی
دختربهاری
19 فروردین 94 21:11
سلام محبوبه جون خوبین؟تو این مدت کجا بودین دلم براتون تنگ شده بود
سحرمامی آرتین
21 فروردین 94 8:21
ای واااااای تواین مدت که ندیدمت چقدبزرگ وماه شدی عروسم.... سلام محبوبه جونم خوبین؟ خشمل هات چطورن؟ ببخشیداینقربی معرفت شدم ودیرمیام سرمیزنم.عیدتون باتاخیرمبارک.ماشاالله گل پسروگل دخترت روزبه روزدارن خوشگل میشن. راستی خانومی روزت مبارک.
مامان نازدونه ها
22 فروردین 94 9:28
خوشحالم شروع سال خوبي رو داشتي انشالله در كنار دو گل زيبات روزهاي پيش روت مملو از اتفاقات خوشايندتري برات باشه 14 ماهگي هلو كوچولومون هم مباركه وميبوسمش
مينا مامان اميرعلي
22 فروردین 94 23:54
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام... كجايي بابا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما كه دلمون واست يه ذره شد... سال نو همتون مبارك
ندا
23 فروردین 94 15:58
سلام خواهری خوبی عزیزم سال نومبارک عزیزم شماخوبی وروجکا چطورن عزیزم درکت میکنم میفهممت گلم بایک بچه به سختی میشه راه امد ایناکه دوتا ورجکن وحتما لجباز گلم شوهرمم سلام داره خدمتت شما شوهرت خوبه سلام بهش برشون وازطرف من سال نوروباتاخیربهشون تبریک بگو عزیزم زایمانم آخرمرداد یا اول شهریور برام دعاکن راحت زایمان کنم کلی میترسم اززایمان
محبوبه مامان الینا
24 فروردین 94 7:58
سلام عزیزم سال نو مبارک ای جونم جیگرم چقدر بزرگ شده ماشاله هزار ماشاله عکسای رو تاب خیلی باحالن
kosar
25 فروردین 94 15:40
خاله خوشحال میشم بهم سربزنید...
مامان مریم
31 فروردین 94 9:03
ماشالله براي خودت خانمي شدي ويانا كوچولو . سال نو و تولدت هم با تاخير مبارك باشه عزيزم
سوگند
13 اردیبهشت 94 18:30
الهییییییییی عزیزم خداحفظش کنه نمک خاله رو ماشاالله چقدر بزرگ شدهههههه ببوسش عزیزم
مامانی بهار
31 اردیبهشت 94 16:15
سلام خاله جون هزارماشاالله چه بزرگ شدی
محجوب بانو
2 تیر 94 23:01
سلام خانومی چه نی نی های نازی دارید انشالله خدا حفظشون کنه به بوی بهشت ما هم تشریف بیارید خوشحال میشیم
bedas
3 تیر 94 17:28
سلام چطوری؟ لذت عکاسی با پایه ی مونوپاد را نمیخای تجربه کنی؟
bedas
3 تیر 94 17:52
سلام چطوری؟ لذت عکاسی با پایه ی مونوپاد را نمیخای تجربه کنی؟
بانو
9 تیر 94 13:29
سری مسابقات عکاسی حس زندگی با موضوع دعوت همراه با جوایز ارزنده: نفر اول ربع سکه بهار آزادی نفر دوم کارت هدیه 200 هزار تومانی نفر سوم کارت هدیه 100 هزار تومانی مهلت ارسال عکس تا 30 هر ماه اطلاعات بیشتر در لینک زیر:
http://www.banoo.ir/forum/post/5318